گروه : ایران
سیدرضا فیض آبادی
شهید سروان صبوری شب تاسوعای امسال به اتفاق فرمانده انتظامی داورزن به فیض آباد آمدند و ساعتی را همراه با مردم خوب فیض آباد در مراسم سینه زنی و عزاداری مردم روستا شرکت کردند.
اتفاقا بنده از سوی دهیار روستا جناب عبدالحمید فیض آبادی به فرماندهی شهرستان معرفی شدم و با سروان صبوری دقابقی را همکلام شدم.
باور کنید از پریشب که خبر شهادتش آمد بغضی عجیب گلویم را می فشارد، به مظلومیت این شهید عزیز، به سختی ها و دشواریهایی که برای حفظ امنیت مردم می کشند و به خانواده و فرزندانش که پشتوانه و استوانه زندگی اشان را از دست دادند.
اما این عزیزان روزی که وارد خدمت می شوند نامه شهادت خود را هم امضا می کنند.
وقتی داشتم این مطلب را می نوشتم همکارم علی ابوالفتحی فرزند سردار شهید یوسف رضا ابوالفتحی که پدرش فرماندهی تهران بزرگ و استان فارس بود و در بازگشت از ماموریت درگیری با اشرار شب عروسی پسرش به شهادت رسید به همین نکته تاکید کردکه پدر من چند روز مانده به عروسی برادرم برای نجات جان چند هم وطن که توسط اشرار در استان فارس گروگان گرفته شده بودندعازم شیراز شد. مادر و اقوام گفتند الان که عروسی محمد هست بمان و بعدا ماموریت را انجام بده اما پدر با عصبانیت گفت که اونایی که گروگان هستند هم حتما فرزند و همسر و پدر و مادر دارند….
رفت و پس از آزادی گروگان ها با هلیکوپتر به سمت تهران در حرکت بود که دچار صانحه شدند و به شهادت رسید.
پدر من خودش انتخاب کرده بود و همه نیروهای حافظ وطن همین مرام را دارند.
درود و سلام بر شهدای حافظ امنیت از جمله سردار ابوالفتحی و جناب سروان صبوری و از طرف خود واز جانب دهیاری روستای فیض آباد و اعضای شورا و مردم روستا برای خانواده شهید سروان صبوری صبر و بردباری مسالت می نماییم و برای روح پاک آن شهید عزیز از درگاه خداوند بزرگ طلب آمرزش و مغفرت و علو درجات داریم.
https://asrejavanonline.ir/?p=15080




