×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار تصادفی

امروز : چهارشنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۴  .::.   برابر با : Wednesday, 28 January , 2026
چابهار فرصت استراتژیکی که هنوز بالفعل نشده است

پریسا مومن ، جوان آنلاین: چابهار، تنها بندر اقیانوسی ایران در سواحل مکران، سال‌هاست که به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های ترانزیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیک کشور مطرح است؛ اما به‌رغم این جایگاه ممتاز، هنوز از تمام توان و ظرفیت خود برای نقش‌آفرینی در اقتصاد ملی و منطقه‌ای بهره‌برداری نکرده است. یکی از کلیدی‌ترین پروژه‌هایی که می‌تواند سرنوشت این منطقه را تغییر دهد، تکمیل خط آهن چابهار–زاهدان و اتصال آن به شبکه ریلی سراسری ایران است؛ پروژه‌ای که به گفته کارشناسان، در صورت تکمیل می‌تواند به نقطه عطفی در اقتصاد ایران تبدیل شود.

اتصال بندر شهید بهشتی چابهار به شبکه ریلی کشور نه‌تنها یک طرح عمرانی صرف نیست، بلکه اقدامی راهبردی با پیامدهای گسترده اقتصادی، ترانزیتی و حتی ژئوپلیتیک محسوب می‌شود. این مسیر ریلی امکان اتصال مستقیم ایران به آب‌های آزاد اقیانوس هند و دسترسی آسان‌تر کشورهای محصور در خشکی آسیای میانه مانند افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان را فراهم می‌کند.

در حالی که بسیاری از کشورها در حال سرمایه‌گذاری کلان برای تقویت موقعیت ترانزیتی خود هستند، ایران نیز با بهره‌گیری از موقعیت منحصربه‌فرد چابهار می‌تواند در مسیر اصلی تجارت شرق به غرب و شمال به جنوب قرار گیرد. اما واقعیت این است که امروز میان ظرفیت‌های بالقوه چابهار و وضعیت موجود فاصله زیادی وجود دارد.

چابهار به دلیل قرار گرفتن در کنار آب‌های آزاد اقیانوس هند و دوری از تنگه هرمز، موقعیتی دارد که کمتر بندری در منطقه از آن برخوردار است. این موقعیت جغرافیایی ممتاز می‌تواند ایران را به پل ارتباطی امن و سریع میان آسیای مرکزی و بازارهای جهانی تبدیل کند. در صورت مدیریت صحیح، این بندر توانایی دارد نقش مهمی در کریدورهای بین‌المللی مانند شمال-جنوب و شرق-غرب ایفا کند و سهم قابل توجهی از درآمدهای ترانزیتی را برای کشور به ارمغان آورد.

با این حال، کمبود زیرساخت‌های جانبی، نبود سیاست‌گذاری کلان، تأخیرهای مکرر در پروژه‌ها و ناهماهنگی بین دستگاه‌های مختلف، باعث شده این ظرفیت عظیم همچنان مغفول بماند.

یکی از تهدیدات جدی در مسیر توسعه چابهار، رقابت شدید منطقه‌ای است. به‌عنوان مثال، بندر گوادر پاکستان با سرمایه‌گذاری‌های کلان چین در قالب طرح «کمربند و جاده»، با سرعتی بالا در حال تبدیل شدن به یک هاب مهم ترانزیتی است. این مسئله به این معناست که هر تأخیر در توسعه چابهار، عملاً به معنای واگذاری میدان به رقبایی است که هم زیرساخت‌های پیشرفته‌تری دارند و هم از حمایت سرمایه‌گذاران خارجی برخوردارند.

نبود نگاه بلندمدت و جامع در مدیریت بنادر و حمل‌ونقل ایران یکی دیگر از موانع توسعه چابهار است. بسیاری از تصمیم‌ها بر اساس اهداف کوتاه‌مدت و ملاحظات سیاسی اتخاذ می‌شود که نتیجه آن، طرح‌های نیمه‌تمام، کندی در جذب سرمایه‌گذاری و نبود هماهنگی بین بخش‌های مختلف بوده است.

از منظر اقتصادی، تأخیر در بهره‌برداری کامل از پروژه‌های چابهار زیان‌های پنهان زیادی به کشور تحمیل کرده است. در شرایطی که ایران به دلیل تحریم‌ها و کاهش درآمدهای نفتی نیاز شدیدی به درآمدهای ارزی غیرنفتی دارد، توسعه ترانزیت و تجارت دریایی می‌توانست به‌عنوان یکی از مهم‌ترین منابع درآمدزایی عمل کند.

علاوه بر این، توسعه چابهار می‌توانست فرصت‌های شغلی فراوانی در استان سیستان‌ و بلوچستان ایجاد کند؛ استانی که سال‌هاست با بیکاری، محرومیت و عقب‌ماندگی توسعه‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کند. اما غفلت از ظرفیت‌های این منطقه، فرصت‌های اشتغال‌زایی و توسعه‌ای را نیز از بین برده است.

کارشناسان حوزه حمل‌ونقل و لجستیک معتقدند اتصال بندر شهید بهشتی به خط آهن چابهار–زاهدان می‌تواند تحولی بنیادین در زنجیره لجستیک کشور ایجاد کند. این اتصال چهار پیامد مهم در پی خواهد داشت:

کاهش هزینه‌های لجستیکی: حمل ریلی برای مسافت‌های طولانی و بارهای سنگین اقتصادی‌تر از جاده‌ای است و هزینه هر تن‌کیلومتر را کاهش می‌دهد.

افزایش ظرفیت و سرعت جابه‌جایی: اتصال ریلی باعث تسهیل جریان ورود و خروج کالا می‌شود و زمان انتظار کامیون‌ها و تراکم در محوطه بندر را کاهش می‌دهد.

کاهش خطرات و اثرات زیست‌محیطی: جابه‌جایی بار از جاده به ریل، تصادفات، مصرف سوخت و انتشار آلاینده‌ها را کاهش می‌دهد.

تقویت تاب‌آوری زنجیره تأمین: در شرایط بحرانی مانند انسداد جاده‌ها، شبکه ریلی پایداری بیشتری دارد و زنجیره تأمین را ایمن‌تر می‌کند.

تکمیل مسیر ریلی چابهار–زاهدان می‌تواند این بندر را به دروازه‌ای مطمئن برای دسترسی کشورهای منطقه به بازارهای جهانی تبدیل کند. افغانستان و کشورهای آسیای میانه که به آب‌های آزاد دسترسی ندارند، به چنین مسیری نیاز دارند. این پروژه حتی می‌تواند فشار بر مسیرهای سنتی ترانزیت را کاهش داده و مسیرهای جایگزین رقابتی را برای تجارت منطقه‌ای فراهم کند.

افزون بر این، توسعه این کریدور ترانزیتی زمینه‌ساز جذب بار ترانزیتی بیشتر، افزایش درآمدهای بندری، گسترش خدمات لجستیکی و ارتقای زنجیره ارزش منطقه‌ای خواهد شد.

البته برای بهره‌برداری کامل از این فرصت‌ها، چالش‌های فنی و سازمانی نیز باید حل شود. طراحی ایستگاه‌ها و پایانه‌های بین‌مدلی باید متناسب با حجم بار آینده انجام شود. ایجاد ترمینال‌های کانتینری مدرن، سیستم‌های تخلیه ماشینی، امکانات نگهداری کانتینر و اتصال سامانه‌های اطلاعاتی بندر و ریل از ضروریات است.

در سطح بین‌المللی نیز هماهنگی رویه‌های گمرکی، ایجاد پنجره واحد الکترونیک و ارائه بسته‌های تعرفه‌ای رقابتی از پیش‌شرط‌های جذب مشتریان ترانزیتی است. همچنین مذاکرات حقوقی و توافق‌نامه‌های رسمی با کشورهای منطقه باید قبل از بهره‌برداری نهایی انجام گیرد تا ریسک‌های عملیاتی کاهش یابد.

اتصال ریلی چابهار تنها یک پروژه حمل‌ونقلی نیست؛ بلکه می‌تواند موتور محرک توسعه صنعتی جنوب شرق کشور باشد. این پروژه زمینه‌ساز شکل‌گیری پارک‌های لجستیکی، مناطق صنعتی و زنجیره‌های پایین‌دستی در بخش‌های معدنی، کشاورزی و صنایع تبدیلی خواهد بود.

چنین توسعه‌ای نه‌تنها ارزش‌افزوده محلی ایجاد می‌کند و صادرات غیرنفتی را متنوع می‌سازد، بلکه به کاهش آلاینده‌ها، بهبود کیفیت زندگی و افزایش پذیرش اجتماعی پروژه نیز کمک می‌کند.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.