×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار تصادفی

امروز : سه شنبه, ۵ خرداد , ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Tuesday, 26 May , 2026
فاجعه خاموش کوهستان‌های بلوط

عصر جوان آنلاین- پریسا مومن: زاگرس، این تمدن سنگی و سبز ایران، روزگاری نه فقط دیوار دفاعی کشور که مادر حیات و تنوع زیست‌بوم این سرزمین بود. اما امروز، آنچه در کهگیلویه و بویراحمد، این گهواره جنگل‌های بلوط و رودخانه‌های خروشان، می‌گذرد، چیزی جز یک خودکشی آرام و تدریجی نیست. نه صدای انفجار، نه لرزش زمین، بلکه بوی گند شیرابه و انبوه پلاستیک‌هایی که بر دوش کوهستان انباشته شده، فاجعۀ بی‌سروصدایی را روایت می‌کند که ریشه‌های آن به الگوی نادرست توسعه، نبود حکمرانی یکپارچه و فراموشی ارزش ذاتی طبیعت بازمی‌گردد. اجازه دهید بدون حاشیه و با قلمی بی‌پرده، این زخم کهنه را باز کنم.

مسئله صرفاً حجم زباله نیست. در یاسوج، مرکز این استان، روزانه چیزی بین ۱۴۰ تا ۲۰۰ تن پسماند تولید می‌شود؛ رقمی که وقتی شهرهایی مثل دهدشت، گچساران و صدها روستای پراکنده در دامنه‌ها را به آن اضافه کنید، به حجمی می‌رسد که زیرساخت‌های فرسوده و سنتی مدیریت شهری توان مواجهه با آن را ندارند. اما نقطه تکان‌دهنده اینجاست که کمتر از ۲۰ درصد این زباله‌ها فرصت بازیافت یا پردازش پیدا می‌کنند. مابقی، به‌صورت یک توده آلوده و سمی، در دره‌ها، کنار چشمه‌ها، میان تنه‌های بلوط و گاه بر فراز قله‌هایی که روزگاری پناهگاه خرس و پلنگ بود، رها می‌شود. انگار که زمین عادت کرده است این زباله‌ها را به‌عنوان قربانی گرسنگی توسعه‌ی شتابزده و بی‌برنامه بپذیرد.

این فاجعه یک سر دارد و آن، نبود مدیریت یکپارچه پسماند است. نه شهرداری، نه دهیاری، نه محیط زیست و نه هیچ نهاد دیگری به تنهایی نمی‌تواند این هیولای هزارسر را مهار کند. زباله در ایرانِ امروز به مسئله‌ای فرابخشی تبدیل شده که هرکس سهمی از تقصیر را بر دوش می‌کشد اما هیچ‌کس پاسخگو نیست. نبود یک قانون بازدارنده و یک نقشه راه ملی که تفکیک از مبدأ، احداث سایت‌های استاندارد دفن و ایجاد نیروگاه‌های زباله‌سوز یا کمپوست را الزامی کند، موجب شده تا کهگیلویه و بویراحمد به یک انبار سر باز زباله در قلب زاگرس تبدیل شود. آن‌هم طبیعتی که سالهاست خشکسالی، ریزگردها، آتش‌سوزی عمدی جنگل‌ها و قاچاق چوب را تحمل کرده و حالا نوبت به «تهاجم پلاستیک» رسیده است.

واضح است که «ارزان دیدن طبیعت» بزرگترین خطای راهبردی در تاریخ توسعه ایران بوده است. در زیست‌بوم زاگرس، هر کیلوگرم زباله‌ای که بدون پردازش رها می‌شود، معادل از دست رفتن مترمکعبی آب، تخریب هوموس خاک و مرگ تدریجی ریشه‌های یک درخت بلوط است که صد سال برای رسیدن به قامت کنونی خود زمان صرف کرده است. اما در سیاست‌گذاری‌های ما، هنوز هم زباله یک مسئله «حاشیه‌ای» و «زیبایی‌شناختی» تلقی می‌شود، نه یک بحران اقتصادی و بهداشتی. به همین دلیل است که برای دفن زباله در یاسوج، جانمایی علمی انجام نمی‌شود. شیرابه‌های سمی – این معادل مایع سرطان – بدون هیچ کنترلی به داخل سفره‌های آب زیرزمینی فرو می‌روند. سفره‌هایی که شرب بسیاری از روستاها و آب کشاورزی دره‌های حاصلخیز را تأمین می‌کنند.

داده‌های میدانی تأیید می‌کند که در پنج کیلومتری بیشتر سایت‌های دفن زباله در این استان، کیفیت آب چاه‌ها به طور معناداری کاهش یافته و نیترات، فلزات سنگین و ترکیبات آلی فرار چندین برابر حد مجاز افزایش یافته است. این یعنی سرطان، نقص‌های مادرزادی و بیماری‌های گوارشی، سال‌ها بعد در قالب آمار خام بیمارستان‌ها خودش را نشان خواهد داد. اما متأسفانه در نظام مدیریتی ما، «شنیدن هزینه‌های آتی» برای سیاست‌مداران محلی جذابیتی ندارد؛ چون پنجره مسئولیت آن‌ها کوتاه است و زباله امروز، فقط بوی بد دارد. اینکه فردا بوی مرگ بدهد، کسی نیست که پاسخگو باشد.

اما چیزی که از دید تحلیل پنهان می‌ماند، اثر ویرانگر زباله بر «اعتماد اجتماعی» و «انسجام محلی» است. در اطراف یاسوج و گچساران، ساکنان روستاهایی که در پایین‌دست سایت‌های دفن قرار دارند، دیگر به وعده‌های مسئولان برای جابجایی یا ساماندهی زباله‌ها اعتقادی ندارند. هر بار که باران می‌بارد، سیل شیرابه و زباله به سمت زمین‌های کشاورزی و خانه‌هایشان سرازیر می‌شود. این تجربه تکراری، فرهنگ اعتراض و ناامیدی را نهادینه می‌کند. از منظر جامعه‌شناختی، ما شاهد شکل‌گیری «طبقه زیان‌دیده پسماند» هستیم؛ مردمی که هزینه واقعی مصرف شهرنشینان را با جان و محیط زندگی خود می‌پردازند.

در همین شرایط، عجیب است که هنوز از مزیت‌های اقتصادی مدیریت علمی زباله برای استان محرومی مثل کهگیلویه و بویراحمد غافل هستیم. زباله، در جهان امروز، یک «منبع پراکنده» است. در اروپا، زباله سوزها ۱۵ تا ۲۰ درصد برق شهرها را تأمین می‌کنند و کمپوست حاصل از زباله تر، جایگزین کودهای شیمیایی شده است. چرا در یاسوج، با آن همه پسماند آلی (بیش از ۶۵ درصد زباله‌ها تر و فسادپذیر است) واحد تولید کود کمپوست نداریم؟ یا چرا از تجربیات کشورهای در حال توسعه‌ای مثل هند که زباله را به ابزاری برای اشتغال زنان روستایی از طریق بازیافت تبدیل کرده‌اند، استفاده نمی‌کنیم؟ جواب ساده است: ما زباله را «مسئله» می‌بینیم نه «فرصت». تا زمانی که نگاه دفعی و حذفی به پسماند حاکم است، سرمایه‌گذار بخش خصوصی وارد نمی‌شود، تکنولوژی بومی توسعه نمی‌یابد و مهمتر از همه، شهروند انگیزه‌ای برای تفکیک زباله از مبدأ پیدا نمی‌کند.

تفکیک از مبدأ، نه یک شعار زیست‌محیطی که یک قرارداد اجتماعی است. در آلمان، بچه‌ها در مدرسه یاد می‌گیرند که بطری شیشه‌ای، کاغذ و زباله تر هر کدام سطل جدا دارند. در ایران اما، حتی در یاسوج که لقب «پایتخت طبیعت» را یدک می‌کشد، هنوز تفکیک زباله در بیشتر محله‌ها یک رفتار لوکس و نادر است. مگر در معدود نقاطی که شهرداری با ایجاد غرفه‌های بازیافت تلاش کرده اما بدون پشتیبانی قانونی، اقتصادی و رسانه‌ای، این努力‌ها موقتی و نمادین باقی می‌ماند. بدتر آنکه در مناطق روستایی استان، سوزاندن زباله همچنان رایج است؛ روشی که دیوکسین و گازهای کشنده تولید می‌کند و بلوط‌های دودزده که سالهاست از ریزگردها آسیب دیده‌اند، حالا می‌سوزند و دود آن در ریه ساکنان محلی می‌نشیند.

از نگاه تاریخی، این استان همیشه قربانی سیاست‌های توسعه‌ی نامتوازن در ایران بوده است. صنایع بزرگ به مناطق مرکزی و شمالی رفتند و مزیت‌های نسبی زاگرس نادیده گرفته شد. در نتیجه،کهگیلویه و بویراحمد امروز نه صنعت دارد که از آن مالیات بگیرد، نه کشاورزی مدرن، نه گردشگری منظم. تنها چیزی که دارد، طبیعت بکر و منابع آبی است که حالا زیر تیغ زباله و شیرابه در حال نابودی است. می‌توانم قاطعانه بگویم که هزینه جبران خسارت ناشی از آلودگی آب و خاک این استان در دهه آینده، چندین برابر هزینه احداث یک سیستم یکپارچه مدرن مدیریت پسماند امروز خواهد بود. اما افسوس که در بودجه‌ریزی ایران، «پیشگیری» همیشه از «درمان» ارزان‌تر است؛ اما ما همچنان هزینه درمان را می‌دهیم و کاری برای پیشگیری نمی‌کنیم.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.