×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار تصادفی

امروز : شنبه, ۲۵ مهر , ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Saturday, 17 October , 2026
انرژی ایران قربانی مصرف ناکارآمد

پریسا مومن – عصر جوان آنلاین: وقتی درباره بحران انرژی در ایران صحبت می‌کنیم، معمولاً نخستین راه‌حل به ذهن سیاست‌گذاران افزایش تولید نفت و گاز، ساخت نیروگاه‌های جدید یا توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر است. اما مسئله اصلی شاید جای دیگری باشد؛ ایران پیش از آنکه با کمبود منابع انرژی مواجه باشد، با مشکل بزرگ‌تری به نام مصرف ناکارآمد و بهره‌وری پایین روبه‌رو است. کشوری با یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان، امروز در زمستان با کمبود گاز و در تابستان با ناترازی برق مواجه می‌شود. این تناقض نشان می‌دهد که مسئله انرژی ایران صرفاً کمبود تولید نیست، بلکه بخش مهمی از آن به شیوه مصرف و فرسودگی زیرساخت‌ها بازمی‌گردد.

شدت مصرف انرژی یکی از شاخص‌هایی است که تصویر نسبتاً روشنی از بهره‌وری یک اقتصاد ارائه می‌دهد. هرچه یک کشور برای تولید مقدار مشخصی کالا و خدمات انرژی بیشتری مصرف کند، اقتصاد آن ناکارآمدتر است. ایران در میان معدود کشورهایی قرار گرفته که شدت مصرف انرژی در آنها همچنان روندی افزایشی دارد. به بیان ساده، اقتصاد ایران برای تولید ثروت به انرژی بسیار بیشتری نسبت به بسیاری از اقتصادهای جهان نیاز دارد و این روند در بلندمدت قابل ادامه نیست.

مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم بخش قابل‌توجهی از این انرژی اساساً به تولید تبدیل نمی‌شود و در ساختمان‌ها، تجهیزات فرسوده، شبکه‌های انتقال و فرآیندهای صنعتی هدر می‌رود. در ساختمان‌های ایران میزان هدررفت انرژی به مراتب بالاتر از استانداردهای کشورهای اروپایی است و میلیون‌ها وسیله گرمایشی کم‌بازده همچنان در حال مصرف گاز هستند. در چنین شرایطی افزایش تولید گاز بدون اصلاح الگوی مصرف، شبیه آن است که برای پر کردن یک مخزن سوراخ، به جای بستن سوراخ‌ها فقط آب بیشتری وارد آن کنیم.

بحران گاز نمونه روشنی از همین مسئله است. مصرف گاز طی دو دهه گذشته به‌شدت افزایش یافته و در حالی که ایران از ذخایر عظیم گازی برخوردار است، در ماه‌های سرد سال با ناترازی مواجه می‌شود. با توجه به کاهش ظرفیت تولید و آسیب‌های اخیر به زیرساخت‌های گازی، فشار بر شبکه بیش از گذشته شده است. اما حتی اگر تمام ظرفیت‌های تولیدی موجود را فعال کنیم، بدون اصلاح مصرف نمی‌توان این مسئله را برای بلندمدت حل کرد. اگر رشد مصرف همچنان از رشد تولید جلو بزند، هر مقدار افزایش تولید نیز دیر یا زود توسط مصرف اضافی بلعیده خواهد شد.

در این میان، ساختمان‌ها یکی از بزرگ‌ترین نقاط اتلاف انرژی در کشور هستند. بخش قابل‌توجهی از مصرف برق در ساختمان‌ها اتفاق می‌افتد و در بخش گاز نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. بخاری‌ها، موتورخانه‌ها، کولرها، سیستم‌های سرمایشی و گرمایشی و تجهیزات برقی فرسوده، حجم بزرگی از انرژی را مصرف می‌کنند؛ در حالی که با سرمایه‌گذاری در تجهیزات کم‌مصرف و عایق‌کاری ساختمان‌ها می‌توان بدون کاهش رفاه خانوار، میزان مصرف را به شکل محسوسی پایین آورد.

همین منطق در صنعت نیز صادق است. صنایع فولاد، سیمان، پتروشیمی و سایر صنایع انرژی‌بر، علاوه بر اینکه با محدودیت دسترسی به انرژی مواجه هستند، در بسیاری از موارد از فناوری‌ها و تجهیزات قدیمی استفاده می‌کنند. نتیجه این وضعیت آن است که ایران برای تولید هر واحد محصول، انرژی بیشتری مصرف می‌کند و در نهایت هم با هزینه بالاتر تولید مواجه می‌شود و هم با کمبود انرژی.

خاموشی و قطع گاز صنایع در چنین شرایطی تنها یک راه‌حل اضطراری است، نه سیاست انرژی. خاموشی می‌تواند برای چند ساعت یا چند روز مصرف را کنترل کند، اما نمی‌تواند مشکل ساختاری را حل کند. اگر تجهیزات فرسوده باقی بمانند، شبکه انتقال اصلاح نشود و مصرف‌کننده همچنان انگیزه‌ای برای کاهش مصرف نداشته باشد، بحران سال بعد با ابعاد بزرگ‌تری بازخواهد گشت.

راه‌حل پایدار، بنابراین باید ترکیبی باشد. ایران هم‌زمان به افزایش ظرفیت تولید انرژی، توسعه نیروگاه‌های خورشیدی و بادی، سرمایه‌گذاری در شبکه انتقال و توزیع، نوسازی صنایع و ساختمان‌ها و اصلاح الگوی مصرف نیاز دارد. اما در میان همه این اقدامات، افزایش بهره‌وری می‌تواند سریع‌ترین و کم‌هزینه‌ترین مسیر برای آزاد کردن ظرفیت انرژی باشد. وقتی یک ساختمان با عایق مناسب یا یک وسیله گرمایشی کم‌مصرف بتواند همان میزان رفاه را با مصرف کمتر ایجاد کند، در واقع بدون احداث میدان گازی جدید یا نیروگاه جدید، انرژی آزاد کرده‌ایم.

از این منظر، بهره‌وری انرژی را باید بخشی از سیاست تولید انرژی دانست، نه موضوعی فرعی در کنار آن. هر مترمکعب گازی که با اصلاح تجهیزات و کاهش اتلاف آزاد می‌شود، می‌تواند به جای مصرف در یک ساختمان ناکارآمد، در نیروگاه یا صنعت مورد استفاده قرار گیرد. هر کیلووات‌ساعت برقی که از طریق تجهیزات کم‌مصرف ذخیره می‌شود، می‌تواند فشار روی شبکه را در روزهای اوج مصرف کاهش دهد.

البته اصلاح مصرف بدون اصلاح قیمت‌ها و ایجاد انگیزه اقتصادی نیز دشوار خواهد بود. وقتی انرژی بسیار ارزان‌تر از هزینه واقعی آن عرضه می‌شود، انگیزه اقتصادی برای خرید تجهیزات کم‌مصرف، عایق‌کاری ساختمان یا سرمایه‌گذاری در فناوری‌های جدید کاهش پیدا می‌کند. بنابراین سیاست اصلاح قیمت انرژی باید با حمایت از خانوارهای کم‌درآمد، تسهیلات نوسازی و مشوق‌های واقعی برای کاهش مصرف همراه باشد؛ در غیر این صورت افزایش قیمت صرفاً فشار بیشتری بر خانوارها وارد خواهد کرد.

در نهایت، مسئله انرژی ایران را نباید فقط به «کمبود گاز» یا «کمبود برق» تقلیل داد. مسئله اصلی، شکاف میان منابع عظیم انرژی کشور و بهره‌وری پایین در استفاده از آنهاست. ایران ممکن است بتواند برای مدتی با توسعه میدان‌های گازی، واردات تجهیزات، ساخت نیروگاه یا مصرف سوخت مایع بحران را عقب بیندازد، اما بدون اصلاح بهره‌وری، ناترازی دوباره بازخواهد گشت.

بحران انرژی در واقع یک علامت هشدار برای کل اقتصاد ایران است. اقتصادی که برای تولید یک واحد ثروت، انرژی بیشتری نسبت به رقبای خود مصرف می‌کند، همزمان با هزینه بالاتر، آلودگی بیشتر، فشار بیشتر بر منابع طبیعی و آسیب‌پذیری بالاتر در برابر تحریم‌ها و شوک‌های انرژی مواجه خواهد بود. بنابراین شاید مهم‌ترین پروژه انرژی ایران نه کشف یک میدان گازی جدید، بلکه کاهش انرژی موردنیاز برای تولید همان مقدار ثروت باشد. در شرایطی که سرمایه برای توسعه زیرساخت‌های انرژی محدود است، افزایش بهره‌وری می‌تواند ارزان‌ترین «نیروگاه» و مؤثرترین «میدان گازی» ایران باشد؛ میدانی که به جای استخراج بیشتر، از انرژی هدررفته کشور استفاده می‌کند.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.