×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار تصادفی

امروز : شنبه, ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Saturday, 13 June , 2026
روایت‌ها درباره توافق حدس و گمان است

زمینه‌های اصطکاک بیشتر از زمینه‌های سازش است

یک تحلیل‌گر حوزه سیاست خارجی با تأکید بر اینکه تا زمان انتشار متن رسمی، نمی‌توان به روایت‌های مطرح‌شده درباره توافق احتمالی ایران و آمریکا استناد قطعی کرد، گفت: همه آنچه تاکنون در رسانه‌ها منتشر شده در حد گمانه‌زنی است و هرگونه توافق نیز منوط به شکل‌گیری اجماع در داخل حاکمیت خواهد بود.

هادی اعلمی فریمان  درباره ارزیابی‌اش از گمانه‌زنی‌ها نسبت به امضای توافق بین ایران و آمریکا گفت:  ما از مفاد مذاکرات، مطلع نیستیم. چیزی که پشت درهای بسته می‌گذرد یا در دیدارهای دیپلماتیک و در مسیرهای دیپلماتیک می‌گذرد، به نظر می‌رسد با چیزی که در رسانه‌ها مطرح می‌شود تفاوت معناداری دارد. آقای عراقچی  مدعی است که ما هنوز آن چارچوب رسمی را منتشر نکرده‌ایم و به محض اینکه نهایی شود، آن را در اختیار افکار عمومی و مردم قرار خواهیم داد.

وی با بیان اینکه این‌ها فقدان اطلاعات است، ادامه داد: آن چیزی که به نظر می‌آید در رسانه‌ها در جریان است بیشتر گمانه‌زنی‌ها و حدسیاتی است که هرکسی به نقل از منابع آگاه مطرح می‌کند و زیاد نمی‌شود روی آن‌ها اعتماد کرد؛ چون آن چیزی که در نهایت باید بیرون بیاید، متن مکتوبی است که به عنوان یادداشت تفاهم منتشر می‌شود  و معمولاً دولت‌ها آن را به طور رسمی منتشر می‌کنند.

این  تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل گفت: تا زمانی که این متن منتشر نشود، همه این‌ها گمانه‌زنی است. من بعید می‌دانم که در عمل بتوان خیلی به این روایت‌ها اعتماد کرد. باید دید که دو طرف تا چه حد مواضع اصلی خودشان را که پشت درهای بسته درباره آن به تفاهم رسیده‌اند، منتشر می‌کنند. ما الان در واقع دو روایت متفاوت داریم؛ روایتی که آمریکایی‌ها می‌گویند این است که در یک چارچوب درازمدت خواهان یک توافق درازمدت هستیم که مبتنی بر صلح منطقه است؛ گفته می‌شود اورانیوم با یک سازوکار مشخص تحویل داده خواهد شد،  پولی آزاد نخواهد شد و همچنین مدعی هستند که تنگه هرمز باز خواهد شد اما روایتی که در داخل مطرح می‌شود، روایت متفاوتی است بنابراین ما دقیقا نمی‌دانیم که روایت اصلی در این باره چیست.

باید بیشتر به روایت دولت اعتماد کنیم

اعلمی فریمان درباره اینکه آیا این امکان وجود دارد که این بار با توجه به شخصیت ترامپ توافقی بین ایران و آمریکا حاصل شود، تصریح کرد: معتقدم ما باید به روایت دولت و حاکمیت بیشتر توجه کنیم. آن برآوردهایی که دولت ارائه می‌دهد و آقای رئیس‌جمهور مطرح می‌کند، برآوردهایی است که مبتنی بر واقعیت‌های میدانی است. داده‌هایی که آقای رئیس‌جمهور مطرح می‌کنند مبتنی بر این است که ما باید در میدان واقعیت‌ها را ببینیم و خسارت‌ها را ارزیابی کنیم. میزان خسارتی که به کشور، تأسیسات، منابع و توانایی‌ها زده شده بسیار بالاست. این واقعیت میدانی خیلی متفاوت است با چیزی که ما انتظار داریم و از منظر ادراکی دوست داریم یا انتظار داریم به صورت آرمانی محقق کنیم. خیلی از چیزها و مسائلی که در مذاکرات مطرح می‌شود عملاً خارج از توان طرفین است.

وی ادامه داد: اگر قرار باشد مثلاً یک سازوکاری بر این مبنا بسته شود که در تنگه هرمز یک نظم جدید حقوقی شکل بگیرد، این نظم جدید حقوقی باید بررسی شود که تا چه حد با حقوق بین‌الملل مطابقت دارد و تا چه حد در تضاد است. آیا اصلاً شدنی است؟ آیا کشورها همراهی خواهند کرد یا نه؟ یا برعکس، این‌ها مسائلی است که به نظر من باید در حوزه‌های مطالعاتی عمیق و متناسب با حقوق بین‌المللی ارزیابی شود. بنابراین  نظر من این است که ما باید بیشتر به مواضع دولت توجه کنیم و ببینیم دولت در این زمینه‌ها چه می‌گوید. به هر حال اطلاعاتی که دولت دارد و برآوردی که از وضعیت دارد، کاملاً متفاوت است با برآوردی که مثلاً رسانه‌ها و همچنین آمریکایی‌ها دارند. قطعاً ما باید بیشتر به دولت اعتماد کنیم.

زمینه‌های اصطکاک خیلی بیشتر از زمینه‌های سازش است

این کارشناس مسائل بین‌الملل تاکید کرد: اگر قرار باشد وارد فاز مثلاً عادی‌سازی روابط با ایالات متحده شویم، تا زمانی که اجماع نظر در حاکمیت روی این موضوع شکل نگیرد، من هر توافقی را دور می‌دانم. چون آمریکایی‌ها  توافقی را می‌خواهند که ایران را به بلوک غرب نزدیک کند یا مواضعی را ایجاد کند که در یک همزیستی مسالمت‌آمیز به سر ببرند. حالا باید دید که آیا در داخل چنین خواسته‌ای را حاکمیت قبول خواهد کرد یا نه. یعنی همه چیز بستگی به اراده داخلی دارد. با توجه به این شرایط و با این وضعیت سیاسی و امنیتی که حاکم است و با توجه به خسارت‌های ویرانگر، بعید می‌دانم که حاکمیت در داخل واقعاً به این نتیجه برسد که مثلاً عادی‌سازی روابط کند. از منظر ادراکی در داخل هم به نظر نمی‌رسد فضا به سمت عادی‌سازی روابط پیش برود اما آمریکایی‌ها از منظر خودشان این را طلب می‌کنند؛ یعنی آن‌ها می‌خواهند شرایطی پیش بیاید که روابط جمهوری اسلامی با آمریکا یک روابط عادی و نرمال شود. اما در داخل بعید می‌دانم این موضوع فعلاً با شرایط فعلی مورد پذیرش قرار بگیرد.

این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل گفت: بنابراین من بعید می‌دانم که با این خط‌مشی فعلی اصلاً تفاهمی صورت بگیرد، چون زمینه‌های اصطکاک خیلی بیشتر از زمینه‌های سازش است. آمریکایی‌ها هم به صراحت مواضع خودشان را اعلام کرده‌اند. یک نقلی را من دیدم که ظاهراً وال‌استریت ژورنال مطرح کرده بود که آمریکایی‌ها آن‌قدر به ایران حمله خواهند کرد که ایران وادار شود به هر حال یک توافقی را امضا کند. با این شرایط فعلی به نظر می‌رسد که در داخل باید یک اجماع نظر شکل بگیرد که آیا موافق هستند عادی‌سازی روابط انجام شود یا اصلاً وارد این دستور کار بشوند یا نه. اگر وارد این دستور کار نشوند، هر توافقی به نظر می‌رسد بی‌مبنا خواهد بود.

وی گفت:  من معتقدم هر نوع توافق حالا بر مبنای حتی این اطلاعات جسته‌گریخته‌ای که مطرح شده، مقدمه هر نوع توافقی خواهد بود که به بهبود روابط منجر شود. به عنوان مثال اگر قرار باشد یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی تشکیل بدهند که شرکای درجه اولش ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران باشند، این سازوکار منوط به این است که در گام اول شما رابطه عادی با این کشور داشته باشید؛ آن کشور بتواند مذاکرات مستقیم داشته باشد، اینجا سفارت باز کند، بتواند رفت‌وآمد داشته باشد و شما بتوانید خواسته‌هایتان را مطرح کنید. یعنی این‌ها چیزهایی است که الان مطرح شده و همه منوط به برقراری روابط است. اگر قرار باشد که هیچ رابطه‌ای صورت نگیرد و هیچ گشایشی در مسئله روابط دوجانبه یا شکستن دیوار بی‌اعتمادی رخ ندهد، به نظر من تغییری ایجاد نخواهد شد؛ یعنی کماکان وضعیت تنش‌آلود باقی خواهد ماند و دقیقاً شرایط شبیه شرایط برجام خواهد شد.

اعلمی فریمان تصریح کرد: به نظر من اگر قرار باشد تفاهمی صورت بگیرد، منوط به این خواهد بود که روابط دوجانبه به هر حال آغاز شود؛ یعنی یک روابطی به هر حال ابتدایی شروع شود و بعداً گسترش پیدا کند. حالا باید دید واقعاً دو طرف به این نقطه نظر نهایی رسیده‌اند که این روابط ایجاد شود یا نه. اگر این روابط ایجاد شود، قاعدتاً نگرانی‌ها از وضعیت اسرائیل هم حل خواهد شد.

در منطقه دولت‌های عربی‌ای هستند که نسبت به وضعیت لبنان و تحولات آنجا حساسیت دارند

وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش درباره ارزیابی‌اش از اینکه برخی رسانه‌ها مدعی شده‌اند که یک کشور عربی هفته گذشته  اجازه نداده از آسمانش برای حمله به ایران استفاده شود، گفت: در منطقه به نظر می‌رسد کماکان دولت‌های عربی‌ای هستند که نسبت به وضعیت لبنان و تحولات آنجا حساسیت دارند. ممکن است بخشی از آن‌ها در این قضیه همگرا باشند و بخشی مخالف. در لبنان هم وضعیت به نظر می‌رسد دوگانه است؛ چون از یک سو می‌بینید که دولت رسمی لبنان ادعاها و مخالفت‌هایی را مطرح می‌کند.

وی ادامه داد: از طرف دیگر جمهوری اسلامی می‌گوید حزب‌الله به هر حال به عنوان یک جریان شیعه مقاومت است و ما موظفیم به آن کمک کنیم. این‌ها مسائلی است که به نظر می‌رسد اگر قرار باشد یک تغییر و تحول جدی در منطقه رخ بدهد، یک چرخش کلی لازم خواهد بود؛ یعنی همه این مسائل باید در کنار هم دیده و در نهایت حل‌وفصل شود.

اگر سیگنال‌های متضاد از سوی دو طرف وجود داشته باشد بعید است توافقی شکل بگیرد

این تحلیل‌گر مسائل سیاسی درباره اینکه اگر توافقی صورت نگیرد احتمال حمله وجود دارد، گفت: اگر آن سیگنال‌های متضادی که الان دو طرف می‌فرستند واقعاً وجود داشته باشد، مانند سیگنال‌های مخالفان توافق، در کنار سیگنال‌های طرف مقابل که آخرینش را دوباره ترامپ منتشر کرد و در ادعایی مقامات ما را به بی‌صداقتی و نداشتن حسن نیت متهم کرد، اگر به همین شکل ادامه داشته باشد، بعید می‌دانم اصلاً توافقی شکل بگیرد. چون به هر حال اگر دو طرف مواضع منفی داشته باشند، به این معناست که دارند از هم دور می‌شوند. بنابراین اگر رویه به همین صورت باشد، احتمالاً باید منتظر جنگ‌های پرشدت بعدی باشیم. چون آمریکایی‌ها کماکان استراتژی «صلح از طریق قدرت» را دنبال می‌کنند و می‌گویند شما موظفید صلح را به هر شکلی که آن‌ها می‌خواهند بپذیرید.

اعلمی فریمان تصریح کرد: توصیه‌ای که من به مقامات دارم این است که به نظر می‌رسد باید بنشینند و با هم مذاکره مستقیم کنند. من اصولاً این شیوه‌ای را که کشورها بیایند میانجی‌گری کنند را چندان مؤثر نمی‌دانم. ما الان وارد یک جنگ پرشدت شده‌ایم که هنوز هم تمام نشده؛ یعنی نمی‌توانیم بگوییم آتش‌بس دائمی برقرار شده است. این جنگی است که کماکان با شدت و ضعف ادامه دارد. به نظر من تماس‌های مستقیم باید شروع شود؛ دو طرف باید مستقیم با هم مذاکره کنند تا بتوانند مسائل‌شان را مستقیم حل‌وفصل کنند. به این شکل که پیامی برده شود و پیامی آورده شود یا کشورهای ثالث بیایند میانجی‌گری کنند، هیچ‌وقت مواضع به‌صورت شفاف مطرح نمی‌شود. من معتقدم همان‌طور که هیئت مذاکره‌کننده به ریاست آقای قالیباف به اسلام‌آباد رفتند و آنجا مذاکره کردند، این مذاکرات هم باید به‌صورت مستقیم انجام شود تا بتوانند سوءتفاهم‌ها را برطرف کنند. در غیر این صورت من فکر می‌کنم مجدداً جنگ رخ خواهد داد.

وی گفت: توصیه دیگر من به تصمیم‌گیران کشور این است که هدف آمریکایی‌ها در این مقطع عادی‌سازی روابط و ایجاد دیواره‌های محافظتی برای ممانعت از گسترش نفوذ چین به سایر مناطق است. بنابراین اگر بحث و تصمیمی برای عادی‌سازی روابط با آمریکا ر بلندمدت ندارید، به نظرم اصلا وارد مذاکره و تفاهم نشوید و همان مقاومت را انتخاب کرده و ادامه دهید چون ماجرای برجام مجدداً تکرار می‌شود. پذیرش تفاهم و مذاکره به معنای مقدمه عادی‌سازی روابط خواهد بود و این تصمیم حاکمیتی است.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.